Wednesday, August 26, 2009

A Tribute to Marc J. Bloch

In August 2005, Thanatos, the god of death carried you away ! Marc J. Bloch, the solitary French thinker, poet and writer. A profound mystic of fractured life…a tenderhearted artist...and the nephew of Marc Bloch the prominent French historian.

If you’ve died in a secluded room, serene enough to cherish your distinctive honorable silence, then your prolific silence will be recognized by those who believe silence speaks when everyone tries to cover up his/her vulnerability for the fear of void.

(You and I in Mississippi near Mark Twain's house in 1987)

In our time, the time of gladiatorial competitive race for fame, you conducted and embraced a secluded life, like a pearl molded in the deepest part of an ocean.

Relatively I know you somehow, but I don’t know you at the same time. I’m assuming you were astonishingly questioning the discontinuity of life, its fragmented and scattered quality when one yearns for continuity and completion…and you somehow found this notion in Fractal theory.

" Ma vie s'est écoulée, laminaire et turbulente, sans que je comprenne comment pouvaient coexister ce flux paisible et ces tourbillons, écrit Nicolas Germain-Lacave dans le " Journal d'un décalé ". Elle s'est écoulée, avec ses embranchements et ses discontinuités, sans que je comprenne comment des choix à peine formulés pouvaient entraîner de telles fractures. Pourtant dans ces tourbillons se trouvait le cap, dans ces fractures la continuité. "

That's how Nicolas Germain-Lacave, the main character in your novel felt. Isolated, misfit and devastated for connection, he felt a total estrangement...a stranger among strangers.

(You, in Iowa City in 1987)
In the early 70s, Marc J. Bloch, then teacher and journalist, fell in love with Asia, especially Laos. This small rural kingdom in Indochina which was peaceful once turned bloody and was torn by the U.S. war.

In 2006, the house of Indochina paid a tribute to Marc Bloch’s photographic work. At the heart of this photographic exhibition, with modesty and sympathy, Marc brought to life, the reality of faces of the victims and the disadvantaged, villagers, refugees and the displaced women and children. Marc had many other pictures about (Indonesia, Papua, United States, India and Africa) in his house that reflect his passion for traveling, meeting and discovering other cultures. He published three novels by Gallimard publication: "L'émotion l'émeute", "La bande de Moebius", "La vie fractale", and several travel guides and translations. After teaching in Indonesia and the United States, from 2000 to 2003, he worked with "Autour du Centre Albert Camus" à la Cité du Livre d'Aix-en-Provence.

A Persian translation of editorial note on Marc's book "La vie fractale" by my brother.
معرفی نويسنده توسط ناشر
"زندگيم، لايه لايه و آشفته سپری شده است، بدون آن که بفهمم چگونه اين موج آرام و اين گرداب ها توانسته اند در کنار هم باشند." اين مطلبی است که نيکولا ژرمن-لاکاو در "دفتر خاطرات يک ناهمخوان"(1) نوشته است. "زندگی سپری شده است، با شاخه هايش و مسيرهای منقطعش، بدون آن که بفهمم چگونه گزينه هايی که تازه شکل می گرفتند، می توانستند چنين گسل هايی را پديد آورند. بااين حال، جهت حرکت در همين گرداب ها نهفته بود، پيوستگی نيز در همين گسل ها."
آيا تحقيق در ميان نزديکان نيکولا ژرمن- لاکاو، شناخت او را ميسر می سازد؟ در نهايت، چون هر کس فقط از خودش سخن می گويد، همه چيز دربارة خانوادة او آشکار می شود، و نيز دربارة "زندگی غيرمحتمل" پرون، يار سابقش، و دربارة ويولت، معشوقه اش، در حالی که خود او تنها به واسطة غيابش ظاهر می شود.
"دفتر خاطرات يک ناهمخوان"، گوهر يک زندگی است از لابلای متن هايی بسيار کوتاه، متن هايی که دقت کنايه (2) را دارد. اين "تحقيق"، اين زندگی را دنبال می کند، اما در مقياسی ديگر، انبوه و پرشاخ و برگ. از طريق نزديکان نيکولا ژرمن-لاکاو، ما اکنون اجداد و خويشان او را درمی يابيم، و شجرة بی انتهای علت ها و معلول ها را.
زندگی پرگسل، رمانی است قوياً ساختاری که جريان اصلی آن که به ظاهر از هم گسسته است، سرانجام نظم می گيرد، به مانند شير آبی که اندک اندک باز می کنيم، به گونه ای که چکة قطره ها، بی نظم، در آغاز، بی درنگ به جريان ممتد مبدل می شود.

زندگی نامة نويسنده
مارک ژ. بلوک که اکنون در لوکرسی (3) زندگی می کند، در ايالات متحده و جنوب شرقی آسيا تدريس کرده است. چند کتاب راهنمای سفر و نيز دو رمان منتشر کرده است : "هيجان، شورش" و "باند موبيوس" که هر دو را انتشارات گاليمار منتشر کرده است.
(1) منظور از "ناهمحوان"، فردی است که در زمان و مکان، با اطرافيانش سازگار نيست، در فاز ديگری سير می کند.
(2) منظور از "کنايه" در اين جا، گفته ای بسيار کوتاه است که مطلب مفصلی را بيان می کند. "تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل".
(3) Le Quercy، جنوب غربی فرانسه.

(I, in Iowa City 1987)
This music (Fractale)with images helped me to nourish your memories.

No comments: