Thursday, April 30, 2020

STORIES WE TELL: NARRATIVE AND EMPATHY

STORIES WE TELL: NARRATIVE AND EMPATHY

"In her book What’s the Story (2014), legendary postmodern theatre director Anne Bogart reflects on the contemporary power of story in theatre and life alike. Among Bogart’s multidisciplinary musings are scientific ones about the brain’s proven reaction to narrative. In this conversation, Bogart talks with Yale psychologist and neuroscientist Hedy Kober about our minds’ biological response to, and empathy for, the stories of others."

Wednesday, April 29, 2020

Trees have their own Songs

A great read:

Meet the biologist who says trees have their own songs

"I do think a tree is not really an individual, it's a community. It's formed in a network."

My Interview with Helene Cixous, French Theorist and Philosopher

گفت و گو با الن سیكسو
Helene Cixous
 فیلسوف و تئوریسین فرهنگی

الن سیكسو در منظرگاه‌ها و جنبه‌های گوناگون فرهنگ و نقد تئوری مدرن، اثرگذار مهم سه دهه‌ی اخیر بوده است.
هر چند او بیشترین اثر را در جنبش فمنیستی سال‌های 1970 و اوایل 1980 داشته است، اما مطرح شدنش به عنوان یك تئوریسین از زمان انتشار بیانیه “خنده مدوسا” و “نوشتار زنان” آغاز شد و تا گسترش تحلیل‌هایش در استراتژی‌ها و تاكتیك‌هایی كه ساختار مردسالاری فرهنگی و اجتماعی را به چالش وامیداشت، ادامه پیدا كرد.
به عنوان یك متفكر آوانگارد، یك متفكر فمنیست بین‌المللی (هر چند الن به واژه‌ی فمنیست اعتقادی ندارد)، یك منتقد ادبی و تئوریسین فرهنگی، به عنوان رمان نویس، نمایشنامه نویس، و یك فرهیخته‌ی مردمی، وسعت و پیچیدگی نوشته‌هایش نشان از تعدد چالش‌های پیچیده و مدرن در منظرگاه‌های اندیشه دارد.
مهم‌ترین چالش، پركاری و تولیدات افزون فكری اوست. سیكسو بیشتر از 40 كتاب، بیشتر از 12 نمایشنامه و صدها مقاله و نقد ادبی را به چاپ رسانده است. هر چند عده‌ای كارهای خلاق او را از نوشته‌های تئوریک‌اش جدا می‌كنند، اما سیكسو هرگز این نوع تقسیم بندی را نپذیرفته است.
در كارهای او، تخیل با نقد ادبی و با تئوری فرهنگی، با بیانیه فمنیستی، با تحلیل سیاسی و با تاریخ فردی انسان درهم می‌آمیزد. و با هیچ‌ مانع مشخص و ویژه‌ای این ژانرهای گوناگون نویسندگی را از هم جدا نمی‌كند.

Tuesday, April 28, 2020

The Refugee and the Black Dog Behind the Window

پناهجو و سگ سیاه پشت پنجره


دیروز از پنجره آشپزخانه ی  یک پناهجوی قدیمی
که مرا به یک فنجان چای گرم دعوت کرده بود
به خیابان باران خورده نگاه کردم.
زنی جوان با موهای طلایی
و چشمانی به رنگ دریا
                           -همان دریایی که شوهرم را از من ربود-

بقیه اش را در اینجا بخوانید. 

The Refugee and the Black Dog Behind the Window

Fernando Pessoa

پسوآ خالق بیش از 150 شخصیت است كه هم آنان وجوه مختلفه پر تضاد خود او هستند. پسوآ برای هر كدام از این شخصیت ها كه اكثرا شخصیت های ادبی هستند، یك بیوگرافی جاندار و زنده خلق كرد. همچون خدایی كه انسان میافریند، انسان او كه خود اوست صاحب شكل ظاهری و درونی مشخص، حرفه و شغل و علاقمندی های ویژه است. هر كدام در عین حالی كه با همدیگر متضادند وجوه اشتراك نیز دارند. فلسفه و نوع دید آنها به زندگی و جهان با همدیگر متفاوت است. یكی طبیعت گرا و پایبند به احساس و دیگری متصل به استدلال، دلیل و برهان است. یكی ستاره شناس و كیمیاگر، دیگری مهندس، سومی چوپان و چهارمی منشی است.
در نوشته های متعدد او این شخصیت ها كه هر كدام زبان ادبی ویژه و فرم متفاوت خود را دارا هستند، كارهای ادبی همدیگر را مورد نقد و انتقاد نیز قرار میدهند.

نگاهی به رمان تهران کوه کمرشکن

نگاهی به رمان تهران کوه کمرشکن
نویسنده: مهین میلانی

آنچه زن “امروز” نویس را از نویسندگان کلاسیک متفاوت می کند، نگاه واکاوانه زنان است به کشف دوباره درون خودآگاه و ناخودآگاه خود، کنش ها و واکنش های تن، گذشته تاریخی و تجربیات زنانه. این واکاوی و تجربه نگاری با زبان ویژه ا ش، نه فقط به زندگی های خصوصی فرم جدیدی داده است بلکه ارتباطات نوینی را نیز بنا نهاده که در سیستم های سیاسی و اجتماعی و تولیدی عملکرد داشته و تغییرات گسترده ای را ایجاد کرده است.

Diary of Diaspora # 301

روزنگاری های دیاسپورا شماره ۳۰۱
 Diary of Diaspora # 301

کودکی همیشه با معصومیت میانه ای ندارد. کودکی گاه با بیرحمی و بی توجهی همراه است.

Monday, April 27, 2020

Love is more thicker than forget

love is more thicker than forget
more thinner than recall
more seldom than a wave is wet
more frequent than to fail

Wednesday, April 22, 2020

روزنگاری های دیاسپورا شماره - Diary of Diaspora -300

پنجشنبه ۷ جون ۱۹۹۰- در محل کارم-آیواسیتی
به یاد فیلم مستخدم The Servant می افتم که سناریویش را هارولد پینتر بر اساس نوولی از رابین موگام Robin Maugham  نوشته است. آنچه مرا ناگهان به یاد محتوای این فیلم می اندازد، این است که انسان باید در ابراز مهربانی و گذشت آگاهانه عمل کند. اگر در مفهوم این ارزش ها و ابرازشان آگاه و سریع نباشد، گاه زندگیش از او ربوده می شود. همیشه نمی توان عاطفه را خالصانه و بدون نتایج احتمالی اش با کسی تقسیم کرد. بسیاری منتظرآنند تا در لحظه مناسب و در میدان ویژه ای کمند اندازی کنند تا کار و زندگی انسان دیگر را بربایند. قانون زیست بشر گاه این گونه عمل می کند. به قول برتولت برشت ” به کسی آب می دهی، گرگی است که می آشامد

Wednesday, April 15, 2020

روزنگاری های دیاسپورا شماره Diary of Diaspora -۲۹۹

 روزنگاری های دیاسپورا شماره ۲۹۹
"این تشویش های مداوم باعث شدند که امروز من تمامن شاعر باشم.  اما هیچکدام از شعر هایم را نتوانستم بروی کاغذ بیاورم. آنها هم به سرعت نور در فضا ناپدید شدند. تمام واژه ها و تصاویر و ایماژها" …

ادامه این مقاله در اینجاست

Tuesday, April 14, 2020

THE MADONNA


Please visit Webistan photo:


She had the face of an angel or perhaps that of a very young Madonna. It shone
with a pale, almost divine, light, accented by her ochre scarf. Her ageless gaze was filled with the peaceful silence of this interior dialogue that one calls spirituality, far from dogmas and rituals. It is undoubtedly part of the path of consciousness of the world and humanity, that should be the first lesson of life.
#4
Dear friends,
In these times which force us to withdraw from the world ...
Let's weave a virtual link of words and images.
One day we will open the window to the beauty of the world again.

Rachel and Reza

Guide to the Classics: Albert Camus’ The Plague

"Like people anywhere else, the Oranians are completely unprepared when rats begin emerging from the sewers to die in droves in streets and laneways. Then, men, women and children start to fall ill with high fever, difficulties breathing and fatal buboes. 

The people of Oran initially “disbelieved in pestilences”, outside of the pages of history books. So, like many nations in 2020, they are slow to accept the enormity of what is occurring. As our narrator comments drily: “In this respect they were wrong, and their views obviously called for revision.”

The numbers of afflicted rise. First slowly, then exponentially. By the time the plague-bearing spring gives way to a sweltering summer, over 100 deaths daily is the new normal."

Sunday, April 12, 2020

The White Plague

"The White Disease (Czech: Bílá nemoc) is a play written by Czech novelist Karel Čapek in 1937. Written at a time of increasing threat from Nazi Germany to Czechoslovakia, it portrays a human response to a tense, prewar situation in an unnamed country that greatly resembles Germany with one extra addition: an uncurable white disease, a form of leprosy, is selectively killing off people older than 45. It was adapted as the film Skeleton on Horseback by Hugo Haas. "

"A disease called White disease is spreading in the country and elsewhere in Europe. It kills its victims usually within a span of a year. People all over the place are totally terrified. However, the government, led by a dictator Marshal, is busy preparing for a war of conquest and does not really care. They figure that the youth are not susceptible, and the youth are the traditional mainstay of the regime in any event. If the adults are going to die, too bad for them."


"In their introduction, translators Peter Majer and Cathy Porter write: ‘The White Plague (1937) [is] a savage and anguished satire against fascist dictatorship. The action is set in an unnamed country and under its dictator, the Marshal, the population is poised for the final war which will conquer the world. Science, medicine and production are ruled by fiat, and dissent is ruthlessly suppressed. But people are dying by the thousand from a mysterious epidemic for which nobody knows the cure. The disease slays soldiers, rulers and workers alike, depleting the labour force and jeopardising production . . . A humanist by nature, Čapek struggled to understand the psychology of his time, joining the front line of journalists and intellectuals fighting for democracy and against the infamous Munich pact . . . But he was already being attacked by Czech and German fascists at public meetings and in the press, and The White Plague made him more enemies.'
The White Plague was first performed and published in Czech in 1937, the year before Čapek’s death at the age of 48."
Read less

Saturday, April 11, 2020

روزنگاری های دیاسپوراDiary of Diaspora - 298

 روزنگاری های دیاسپورا

شماره ۲۹۸

"روزهای قرنطینه بخاطر ویروس کرونا، این فرصت را به من داده است  تا پس از سالیان دراز جدا افتادگی از روزنگاری هایم، دوباره مروری به گذشته داشته باشم و با خود گمگشته ام در هیاهوی زندگی، پیوندی دوباره برقرار کنم. این خود گمگشته، خود جمعی ماست در هستی پیرامونی مان که ما را به جدایی از خود مجبور کرده است. گرچه بطور پیوسته در این سالها نوشته ام، هنوز هم می نویسم و حجم نوشته هایم قطورتر و حجیم تر می شوند. همیشه گفته ام روزنگاری، نوعی تاریخ نگاری است. و در گذار سفرهای روزانه ام  به این باور رسیده ام که نتایج و برآیندهای روزانه نگاری حتا از بعد تاریخی هم فراترمی روند، و وسیع ترمی توانند تحلیل و واکاوی بشوند…در زمانی دیگر و در ابعادی دیگر.

Friday, April 10, 2020

On Coronavirus, Quarantine and Theatre

در آمدی بر ویروس کرونا، قرنطینه و تئاتر
"بازی کشنده" نگاهی تیز و برنده و در عین حال طنز آلود دارد به یک رخداد غیر منتظره که ناگهان مسیر عادی زندگی را بهم می ریزد . فرم زندگی را کاملن عوض می کند. و باعث می شود که انسان، هستی را از دریچه های دیگری نگاه کند ومورد پرسش و واکاوی قرار دهد.

Joe Hill

Joe Hill 

 "Joe Hill (October 7, 1879 – November 19, 1915), born Joel Emmanuel Hägglund and also known as Joseph Hillström, was a Swedish-American labor activist, songwriter, and member of the Industrial Workers of the World (IWW, familiarly called the "Wobblies"). A native Swedish speaker, he learned English during the early 1900s, while working various jobs from New York to San Francisco.
Hill, an immigrant worker frequently facing unemployment and underemployment, became a popular songwriter and cartoonist for the union. His most famous songs include "The Preacher and the Slave" (in which he coined the phrase "pie in the sky"),[4] "The Tramp", "There Is Power in a Union", "The Rebel Girl", and "Casey Jones—the Union Scab", which express the harsh and combative life of itinerant workers, and call for workers to organize their efforts to improve working conditions."

Camus on the Coronavirus

 Camus on the Coronavirus

" In January 1941, Albert Camus began work on a story about a virus that spreads uncontrollably from animals to humans and ends up destroying half the population of “an ordinary town” called Oran, on the Algerian coast. “The Plague,” published in 1947, is frequently described as the greatest European novel of the postwar period."

"This is what Camus meant when he talked about the “absurdity” of life. Recognizing this absurdity should lead us not to despair but to a tragicomic redemption, a softening of the heart, a turning away from judgment and moralizing to joy and gratitude."

Thursday, April 9, 2020

Albert Camus, The Plague

"An analysis of Albert Camus' The Plague.  

"Everybody knows that pestilences have a way of recurring in the world; yet somehow we find it hard to believe in ones that crash down on our heads from a blue sky. There have been as many plagues as wars in history; yet always plagues and wars take people equally by surprise." Albert Camus, The Plague

Wednesday, April 8, 2020

A Journal of the Plague Year

A Journal of the Plague Year, by Daniel Defoe

" Shutting up of the House.
‘If any person shall have visited any man known to be infected of the plague, or entered willingly into any known infected house, being not allowed, the house wherein he inhabiteth shall be shut up for certain days by the examiner’s direction."


"Release Date: December, 1995 [EBook #376]
[Most recently updated: April 3, 2020]

 
Text file produced by Tokuya Matsumoto" 

Sunday, April 5, 2020

A review on Divided Loyalties by Nilofar Shidmehr

نقدی بر کتاب "وفاداری های گسسته" نوشته نیلوفر شیدمهر.

"تم و موضوع اغلب داستان ها به مسایلی همچون اختلافات طبقاتی، پیامد های جنگ و مصایب آن، مسایل زنان از جمله، مادران تنها، باکرگی، صیغه، عشق، سکس، زندان، ارتباطات عاطفی از هم گسسته ووفاداری های متلاشی شده در اثر جنگ و جدایی و زندان و مهاجرت و تبعید و دیاسپورا می پردازند که شید مهر به غایت نازک اندیشانه اما با خونسردی کامل از زبان سوم شخص بیان می کند بدون آنکه احساسات ویژه نویسنده روایتگر را در آنها دخالت دهد. نویسنده در بافت داستانگویی اش مقتصدانه و نه تنگ گیرانه پیش می رود. اطلاعات مربوط به شخصیت هایش را زمانی به خواننده می دهد که او بشدت نیازمند دانستن آن است و خواهان کشف معماهایی است که در تو در توی کلاف پیچیده ذهن اش پنهانند. آنگاه است که نویسنده آرام آرام کلاف را از هم بازمی کند ودر فضای خیال پردازانه ای خواننده را به نوعی آرامش می رساند. این تغییر جهت داستان، دگر سویی و آیرونی همچون قصه گویی شهرزاد هزار و یکشب، در بسیاری موارد در لحظات پایانی داستان ها رخ می دهند."

Saturday, April 4, 2020

Aspersian, Graphic Novel written by Kaveh Adel

رمان گرافیکی اسپرشین نویسنده و تصویر گر کاوه عادل

اسپرشین Aspersian (کتاب اول)
نویسنده و تصویرگر: کاوه عادل
۱۷۳ صفحه
تاریخ انتشار: ۲۰۱۹

 چاپ شده در هفته نامه شهروند

اسپرشین، یک گرافیک نوول (رمان گرافیکی) به عبارتی دیگر رمانی تصویری است که نویسنده و تصویر گر آن کاوه عادل بیش از ده سال بر روی آن کار کرده و سرانجام در سال ۲۰۱۹ به زبان انگلیسی به چاپ رسانده است. رمانی خود نوشت (اتو بیوگرافیک) که ویژگی های ساختاری یک رمان ادبی، تاریخی، اسطوره ای، شاعرانه و خوابگونه را در بردارد. رمانی که ماهیت و ذات محتوای آن یادآور خصیصه فروتنانه و به غایت انسانی آقای فرد راجرز در زندگی روزمره و نمایش های عروسکی او در تلویزیون آمریکاست."

“Mother, A Cradle to Hold Me” by Maya Angelou

To the memory of my mother. April 4th.

“Mother, A Cradle to Hold Me” 
by Maya Angelou

“It is true
I was created in you.
It is also true
That you were created for me.
I owned your voice.
It was shaped and tuned to soothe me.
Your arms were molded
Into a cradle to hold me, to rock me.
The scent of your body was the air
Perfumed for me to breathe.

Man to Man

by Manfred Karge, translated by Anthony Vivis
"What lengths would you go to to put the next meal on the table?
As the Nazis come to power in Germany, a young widow discovers that her only means of survival is to take on her dead husband’s job and with it his identity. Her struggle to maintain this extraordinary deception for over forty years forms the focus of this hauntingly poetic and utterly gripping one-woman tour-de-force.
This is a rare British production of Manfred Karge’s enthralling play that premièred at the Traverse in 1987, catapulting Tilda Swinton to fame."

Friday, April 3, 2020

A letter of Hope

"Dear Mr. Nadeau: 
As long as there is one upright man, as long as there is one compassionate woman, the contagion may spread and the scene is not desolate. Hope is the thing that is left to us, in a bad time. I shall get up Sunday morning and wind the clock, as a contribution to order and steadfastness.
Sailors have an expression about the weather: they say, the weather is a great bluffer. I guess the same is true of our human society — things can look dark, then a break shows in the clouds, and all is changed, sometimes rather suddenly. It is quite obvious that the human race has made a queer mess of life on this planet. But as a people we probably harbor seeds of goodness that have lain for a long time waiting to sprout when the conditions are right. Man’s curiosity, his relentlessness, his inventiveness, his ingenuity have led him into deep trouble. We can only hope that these same traits will enable him to claw his way out.
Hang on to your hat. Hang on to your hope. And wind the clock, for tomorrow is another day.
Sincerely,"
 E. B. White

Thursday, April 2, 2020

Wednesday, April 1, 2020

Ida

Ida  "is a 2013 drama film directed by Paweł Pawlikowski and written by Pawlikowski and Rebecca Lenkiewicz. Set in Poland in 1962, it is about a young woman on the verge of taking vows as a Catholic nun. Orphaned as an infant during the German occupation of World War II, she must now meet her aunt."

مستندی تصویری از زندگی دردناک پناهجویان ایرانی

بسیاری از پناهجویان ایران که به امید تغییر در وضعیت زندگی خود، با تحمل سختی‌های بسیار خود را به یونان رسانده‌اند اکنون در وضعیتی نامناسب به سر می‌برند. بامداد اسماعیلی در مستندی تصویری برای رادیوفردا وضعیت پناهجویان ایرانی در یونان را بررسی کرده است.